استفاده از آتريپلكس جهت اصلاح مراتع

بيش از چهل سال است كه در طرح‌هاي اصلاح مراتع ايران در مناطق خشك و نيمه خشك از گونه‌هاي مختلف آتريپلكس استفاده مي‌شود. اين گياه از خانواده اسفناجيان است كه سالهاست به عنوان يك گونه كليدي وارداتي جهت بيابانزدايي در مناطق خشك و نيمه خشك از جمله در قسمتهاي وسيعي از اراضي مرتعي استان گلستان جهت اصلاح مراتع، جلوگيري از فرسايش و حفظ حيات وحش استفاده مي‌شود. وليكن با وجود سازگاري مطلوب و كشت تعدادي از گونه‌هاي مختلف آتريپلكس هنوز مسائلي از قبيل تعداد بوته در واحد سطح و نيز تاثير هرس درميزان توليد و همچنين جلوگيري از خشبي شدن بوته‌ها از مشكلات اين گياه مي‌باشد. بطور کلی در عرصه در عرصه های آتریپکس کاری شده علوفه نسبتا خوبی برای دامها تأمین میشود . ولی در مناطق آتر یپلکس کاری که این گیاه تحت حفاظت از چرای طولانی مدت قرار گیرد، گیاهان خشبی شده و بوته هایش بیش از اندازه بزرگ شده و میزان تولید علوفه قابل استفاده آنها به طور قابل ملاحظه ای کاهش می یابد و بخش وسیعی از مناطق کشت شده که احداث آنها با هزینه‌های سنگین همراه بوده به شکست انجامیده و یا لااقل از نظر اقتصادی قابل توجیه نخواهد بود. 

آتريپلكس كاري هاي قسمتي از مراتع استان گلستان

گياه آتريپلكس نيمه خشك شده 

مهندسي ژنتيك و توليد گياهان مرتعي تراريخت

كاربرد مهندسي ژنتيك در افزايش كميت و كيفيت گياهان، از مهمترين حوزه‌هاي بيوتكنوژي نوين به خصوص براي كشورهاي در حال توسعه و پرجمعيت به شمار مي آيد. در اصلاح نباتات، تكنيك هاي مرتبط با انتقال ژن از طريق تكثير جنسي و رويشي به خوبي رايج مي باشند، ولي بايد دقت كرد كه اين تكنيك ها امري وقت گير مي باشد. انتقال ژن يا جذب DNA فرايندي است كه قطعه مشخصي از DNA  (معمولاً يك ژن خارجي وارد شده در پلاسميد باكتريايي) را به درون سلول ها وارد مي نمايند. دو روش عمده براي انتقال ژن وجود دارد؛ نخست، روشهاي انتقال مستقيم ژن هستند كه در آنها DNA به طور مستقيم به بافت‌هاي گياهي وارد مي‌شود. دوم، روش‌هاي انتقال غير مستقيم ژن كه در آنها از ناقل‌ها (وكتورها) براي انتقال استفاده مي‌شود.گياهاني كه ژن هاي خارجي از منابع ژنتيكي ديگر را با خود حمل مي كنند و آنها را به صورت پايدار در خود جاي داده و بيان مي نمايند، گياهان تراريخت ناميده مي شوند. انتقال ژن در کشاورزی، باغبانی و علوم مرتع به منظور اهداف مربوط به بهبود كيفيت انبارداري، توليد واكسن، توليد گياهان تراريخته مقاوم به تنش های محيطي و حشرات، ايجاد مقاومت به علف كش ها، بهبود كيفيت وعملكرد گياهان كاربرد هاي عملی بسیار وسیعی پیدا کرده است.

 

مشکلات منابع آب در ايران و راههاي مقابله با آن

آب مهم‌ترين عامل محدودكننده حيات در مناطق خشك و نيمه‌خشك جهان و از جمله ايران بشمار مي‌آيد. افزايش جمعيت در اغلب نقاط كره زمين و به تبع آن استفاده بيش از حد از منابع آب شيرين و نيز آلودگي بيش از حد اين منابع باعث بالا رفتن تقاضا براي اين منبع حياتي شده است. عمده مسئله اي که باعث کمبود آب مي گردد شامل دو گروه مشکلات کيفي و مشکلات کمي مي باشد. مشکلات کيفي شامل: گسترش شهرنشيني، عدم ترويج و اجراي مؤثر و كارآمد قوانين ومقررات كنترل آلودگي آب، توسعه صنعت، گرم شدن زمين، آلودگي زيست محيطي به فاضلاب‌هاي شهري و صنعتي و پساب‌هاي خطرناك، عدم توسعه فناوري استحصال آب، عدم توسعه فناوري بازيافت آب و عدم توسعه فرهنگ عامه در حفاظت، پديده خشکسالي و مشکلات کمي شامل افزايش جمعيت، افزايش تقاضا براي مصرف آب، تغييرات و عدم ثبات شرايط جوي و الگوهاي بارندگي، بهره‌برداري و مصرف غیر بهينه منابع آبي، تداوم مديريت سنتي در بهره‌برداري مصرف آب در بخش كشاورزي مي باشد. حل اين مشکلات، نيازمند آموزش مردم و مديريت اصولي منابع آب است که لازمه اين، بسط مطالعات مربوط به رفع مشکلات منابع آب است تا با استفاده از نتايج حاصله بتوان بشر ساکن کره زمين را از مشکلات جدي فعلي و آتي نجات داد.

مديريت هاي ريسك و بحران بعنوان راهكارهایي براي  پیشگیری و مقابله با خشكسالي در حوضه هاي آبخيز

کشور ايران به ­دليل کمي ريزشهاي جوي و نامناسب بودن پراکنش زماني و مکاني آن، در زمره کشورهاي خشک و نيمه خشک جهان قرار دارد. بنابراین حفظ و نگهداري و هم چنين جلوگيري از هدر رفتن آب ضرورتي انكارناپذير است، كه همواره بايد مورد توجه همه اقشار و مسئولان در سراسر كشور قرار گيرد. خشك بودن قسمت اعظم ايران موجب می گردد که بالقوه خاك‌ در برابر فرسايش بسيار حساس باشد. همچنین بارش هاي جوي يكي از منابع مهم تامين آب دركشور است كه متاسفانه در برخي نقاط به دليل شرايط اقليمي از ميزان كمي در طول سال برخوردار است و همين مقدار اندك نيز گاهي به دليل غيرقابل نفوذ بودن آب در خاك به سرعت جاري شده و به صورت سيل، تخريب هاي زيادي در زمين ايجاد كرده و با انباشت رسوبات در پايين دست حوضه آبخيز خسارات زيادي را به وجود مي آورد و از دسترس خارج مي شود.  اگر اقدامي اساسي به منظور مبارزه با فرسايش از طريق مديريت منابع پايه بويژه پوشش‌گياهي، همراه با توسعه و گسترش برنامه‌هاي آبخيزداري صورت نگيرد اين معضل روز به روز گسترش مي‌يابد و عواقب وخيم‌تري را به دنبال خواهد داشت. براي تعديل مشکلات ناشي از محدوديت منابع آب، ابتکارات و ابداعات متنوعي در زمينه بهره­برداري از منابع آب سطحي و زيرزميني، در ابعاد سازه­اي و مديريتي مورد توجه بوده است که احداث قنوات، سدهاي مخزني و انحرافي در بعد سازه­اي و نظام حقابه­بري مدون در بعد مديريتي آن قابل ذکر است.